سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا






خبـرنـامه

آخرین بروزرسانی وبلاگ در ایمیل شما


 

آمار وبلاگ
   بازدید امروز : 1
   بازدید دیروز : 6
   کل بازدید : 49354

 غروب فصلی
این کفتران عاصی شهر
به انزوای ساکت آن سوی میله های بلند
هرگز طلوع سلسله وار شبی در اینجا نیست
و تو بسان همیشه ، همیشه دانستن
چه خوب می دانی
که این صدای کاذب جاری درون کوچه و کومه
در این حصار شب زده ی تار
بشارتی ست
بشارت ظهور جوانه
جوانه های بلند
که رنگ اناری میله
با آن شتاب و بداهت
دروغ بزرگ
زمانه خود را
در اوج انزجار انکار می کنند...

خسرو گلسرخی



برچسب ها :
[ سه شنبه 90/9/8 ] [ 1:31 عصر ] [ Hany ]

آری تو راست می گویی آسمان مال من است پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمین ، مال من است
اما سهراب تو قضاوت کن بر دل سنگ زمین جای من است
من نمی دانم که چرا این مردم ، دانه های دلشان پیدا نیست.
صبر کن ای سهراب
قایقت جا دارد ؟
من هم از همهمه داغ زمین بیزارم
به سراغ من اگر می آیید ، تند و آهسته چه فرقی دارد ؟
تو به هر جور دلت خواست بیا
مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست، که ترک بردارد
مثل مرمر شده است چینی نازک تنهایی من...



برچسب ها :
[ سه شنبه 90/9/8 ] [ 1:23 عصر ] [ Hany ]

معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود  
دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود 
ولی آخر کلاسیها .... لواشک بین خود تقسیم می کردند 
وآن یکی در گوشه‌ای دیگر «جوانان» را ورق می زد 
برای اینکه بیخود هایو هو می کرد و با آن شور بی پایان 
تساویهای جبری را نشان میداد 
معلم با خطی ناخوانا بروی تخته‌ای کز ظلمتی تاریک 
غمگین بود 
تساوی را چنین بنوشت : یک با یک برابر است 
از میان جمع شاگردان یکی برخاست 
همیشه 
یک نفر باید بپاخیزد.... 
به آرامی سخن سر داد: 
تساوی اشتباهی فاحش و محض است 
نگاه بچه‌ها ناگه به یک سو خیره گشت و 
معلم مات بر جا ماند 
و او پرسید : اگر یک فرد انسان ، واحد یک بود 
آیا یک با یک برابر بود؟ 
سکوت مدهشی بود و سوالی سخت 
معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود 
و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود 
آنکه زور و زر به دامن داشت بالا بود و آنکه 
قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود؟ 
اگر یک فرد انسان واحد یک بود 
آنکه صورت نقره گون، چون قرص مه می داشت بالا بود
وآن سیه چرده که می نالید پایین بود؟ 
اگر یک فرد انسان واحد یک بود 
این تساوی زیر و رو می شد 
حال می پرسم یک اگر با یک برابر بود 
نان و مال مفتخواران از کجا آماده میگردید؟ 
یا چه‌کس دیوار چین‌ها را بنا میکرد؟ 
یک اگر با یک برابر بود 
پس که پشتش زیر بار فقر خم میگشت؟ 
یا که زیر ضربه شلاق له میگشت؟ 
یک اگر با یک برابر بود 
پس چه‌کس آزادگان را در قفس میکرد؟ 
معلم ناله‌آسا گفت: 
بچه‌ها در جزوه‌های خویش بنویسید: 

یک با یک برابر نیست...

 خسرو گلسرخی

.با تشکر از دوستی که این مطلب رو برام میل کردند 

 



برچسب ها :
[ دوشنبه 90/9/7 ] [ 12:56 صبح ] [ Hany ]
درباره من

من به هیاءت " ما " زاده شدم؛ به هیاءت ِ پُرشکوه ِ انسان - تا در بهار گیاه به تماشای رنگین‌کمان پروانه بنشینم، غرور کوه را دریابم و هیبت دریا را بشنوم - تا شریطه‌ی خود را بشناسم و جهان را به قدر همت و فرصت خویش معنا دهم، که کارستانی از این‌دست، از توان درخت و پرنده و صخره و آبشار بیرون است.
امــروز
   سه شنبه 97 مهر 24
   ساعت 12:51 صبح
آرشیو مطالب
لینک دوستان